راه باز گفتگو

حدود یک سال پیش در کارزار عبدالکریم و عبدالکریمی نوشتم که بین سروش و داوری گفتگویی شکل نخواهد گرفت. برای این مدعا صغری و کبرای مستدل چیدم و این مدعا گزیدم که بین فیلسوف قاره ای و تحلیلی امکان گفتگو نیست. امروز بر اثر خواندن نخستین خط از مقاله "آشیل به لاک پشت چه گفت" اثر لوییس کارول به این نتیجه رسیدم چنین گفتگویی قابل شکل گیری است چون شکل گرفته!

از هنگامی که دیوار تفکیک معرفت پیشین و پسین فروریخت و دوآتشه های تجربه گرا و ذهنیت گرا برد و سلام سر میز گفتگو نشستند بارقه های امید شکل گرفت تا طرفین منازعات پارادایمی هم چنین کنند. پوپر در کتاب اسطوره چارچوب نیز به همین تجربه عیان اشاره می کند. پوپر گفتگوی بین پاردایمی را نه محال و نه نامعقول می داند چراکه معقد است چنین گفتگوی بین اصحاب اندیشه درگرفته و همینکه طرفین به نقد یکدیگر پرداخته‌اند نشانه شکل گیری گفتگوست. اما نکته اینجاست در گفتگوهای بین پارادایمی اشکالاتی پیش می‌آید از جمله اینکه طرف مقابل متهم می شود به بد فهمی یا کژفهمی نظرات و مطالب طرف دیگر. این چنین بستن در گفتگو نه یک امر منطقی و فکری بلکه بیشتر یک عمل سیاسی و با اراده و غرض یکی از طرف‌های دعواست.

ساحت فلسفه میدان تفکر و استدلال است نه تعبد و استفتاء. در بین فیلسوفان قاره ای و به خصوص فیلسوفان اگزیستانس هستند کسانی که فتوای تکفیر فیلسوفان تحلیلی را می دهند. در ایران یادگار فردید هایدگری، ستیز با فیلسوفان تحلیلی یهودی است.  یهودی بودن پیراهن عثمانی است که از زمان فردید درفش کسانی شده که در کارزار تحلیلی-قاره‌ای در جانب فلسفه های اگزیستانس هایدگری بوده اند. 

به هر جهت بدین وسیله اشتباه سال پیش خود را تصحیح می کنم.