هوس نوشتن
نوشتن هوس انگیز است هرچند ذهن در تشویش بجوشد و دست در تقلای خرده نانی بکوشد، شّر بر سر هوار و دیوار صبر از غم خراب شود، عزیزی بی جایگزین برود و مار دلتنگی از سوراخ جای خالی اش هر دم دل را بگزد و داغش خیال خام دیدار بپزد. نوشتن ثبت تاریخ است چراغی در این روزهای تاریک است، مرهمی خنک در جهانی شبیه درک. روایت صور بودن بر فراز کنگره زندگی است، من روایت میکنم پس هستم. صد بار نوشتم که "روایت کن تا غلبه کنی" غلبه جز نگریستن از بیرون است؟ از بیرون هر چند وحشتناک هرچند ترسناک حتّی چندشناک! اما باز وظیفه "هرمس" درون، روایتگری است و تغییر نمیکند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۰ ساعت 20:28 توسط مجتبی فرقانی
|