عزت نفس و عملکرد اخلاقی
از نظر نگارنده در حوزه فلسفه عملی برای تحقق یک نظریه بایستی ارکانی فراهم باشد که برای آن نظریه امکان تحقق را فراهم آورد و الا آن نظریه بی معناست. در زمینه فلسفه اخلاق، مهمترین رکن تحقق عملکرد اخلاقی عزت نفس است. چرایی عزت نفس:
1- برای اخلاقی عمل کردن بایستی برای دیگران ارزش قائل بود.
2- هر انسانی در حالت عادی نهایت ارزشی را که برای دیگران قائل است به اندازه ارزشی است که خود را لایق آن می داند.
از 1و2 نتیجه می شود هر چه عزت نفس شخصی بالاتر باشد احتمال عمکرد اخلاقی وی بالاتر می رود. البته بحث غرور کاذب به عنوان مانعی بر سر عملکرد اخلاقی می تواند چالش برانگیز باشد که در بحث "تجانس و عملکرد اخلاقی" از آن سخن خواهد رفت. و اما درباره چالش دوم این بحث یعنی خودکم بینی. ممکن است شخصی از روی خود کم بینی مراعات حال دیگران را بکند و اعمال او از منظر دیگران اخلاقی به حساب آید اما همانطور که در مباحث پیشین مطرح شد شرط اخلاقی محسوب شدن یک عمل، برخاستن از یک دستورالعمل واحد و مشخص است. خود کم بینی با اراده در عمکرد اخلاقی نیز منافات دارد. خیلی از حرکات و رفتار های شخص خودکم بین غیر ارادی است. از این رو زمانی می توان مطمئن شد شخصی واقعا قابلیت عملکرد اخلاقی را دارد که حقوق اولیه خودش تامین شده باشد این گونه است که چالش هم پوشانی اخلاق و ایثار نیز مرتفع می گردد. درباره "چالش همپوشانی اخلاق و ایثار" در آینده سخن خواهد رفت اما همین نکته بس که زمانی که دیگران اخلاقی عمل نمی کنند شخصی که اخلاقی عمل می کند به نوعی ایثار می ورزد.
اما اگر همه افراد منتظر بمانند تا دیگران اخلاقی عمل کنند جامعه به بن بست می رسد لذا یکی از ارکان فرااخلاق می تواند این باشد که انگیزه عملکرد اخلاقی را سوای بازخورد جامعه تامین کند. این انگیزه می تواند محتوی ایثار باشد که در این صورت همپوشانی اخلاق و ایثار بوجود می آید. پیامد گرا ها معتقدند اگر شخصی قبل از انجام عملی به این فکر کنند که اگر همه افراد این عمل را انجام دهند چه خواهد شد؟ و نتیجه را متصور گردد تصمیم درست تری خواهد گرفت. چنین پیامد اندیشی ای مستلزم عزت نفس نیست به همین خاطر احتمال عملکرد غلط و غیر اخلاقی در آن زیاد است. شخص عزتمند بدون پیامد اندیشی و فقط از سر حفظ عزتمندی عمل می کند. عزت با جاه طلبی اجتماعی متفاوت است. ممکن است عملکرد عزتمندانه وی در دید اجتماع ابلهانه باشد یا بزرگی عمل وی در ذهن افراد متوسط نگنجد اما پایبندی وی به اصولش او را ثابت قدم و استوار نگه دارد. یک مثال ایستادن افراد پشت چراغ قرمز عابر پیاده است. قانون تکلیفی را بر عابرین پیاده قرار نداده از لحاظ عرفی هم در جامعه ما عدم رعایت قانون قبحی ندارد (به نظر من این جمله در همه موارد صدق می کند) حال چه انگیزه ای می تواند شخص را پشت چراغ عابر پیاده یک خیابان خلوت نگه دارد؟ ایستادن پشت چراغ قرمز عابرین پیاده چه پیامدی به همراه دارد؟ مورد دیگر بلند صحبت کردن با موبایل در مکان های عمومی است. این کار نه غیر قانونی است نه غیر شرعی. همچنین آرام صحبت کردن با موبایل ایثار محسوب نمی شود!! کسی که با صدای بلند در مکان محدودی مثل تاکسی یا اتوبوس پشت موبایل داد می زند اگر لحظه ای تصور کند چه منظره زشتی را بوجود آورده مطمئنا دیگر این کار را ادامه نمی دهد. البته تشخیص زشتی این حرکت به میزان عزت نفس بستگی دارد. افلاطون معتقد است تنها یک روح بزرگ حقارت را درک می کند. شاید فرمول عملکرد اخلاقی بر مبنای عزت نفس این باشد که : تصور کنید شخص دیگری این عمل را انجام می دهد و شما ناظر هستید، قضاوت شما چیست؟ اگر وی را سرزنش می کنید دست از آن کار بکشید و اگر تحسینش می کنید این کار را انجام دهید.
نسبی نگری به ارزشها مانع دیگری برسر عمکرد اخلاقی بر اساس عزت نفس است. زمانی که شخص، ارزشگرایی را محصول جبر جغرافیایی و فرهنگی افراد بیند و به ارزش ارجح و مطلقی پایبند نباشد نمی تواند منبعی برای تامین عزت خود بیابد. ارزش مطلق در هر شرایطی ارزش است و شخص را عزت می بخشد حتی اگر همه اطرافیان عمکرد وی را زیر سوال ببرند باز شخص از راه خود باز نمی گردد. چالشی که اینجا مطرح است این است که چنین عملکردی ممکن است سبب آزار دیگران شود، آنگاه تکلیف چیست؟ این چالش نیز مانند چاش غرور در مقاله تجانس و عملکرد اخلاقی بحث خواهد شد.