نگارنده در این مقاله سعی دارد تا با ارائه مثال واضحی چالشی با محوریت تصمیم گیری بر اساس رعایت قانون و اخلاق را مطرح کند. پرسشی که قبل از خواندن این مقاله فکر کردن به آن ضروری است این است که آیا رعایت قانون یک امر اخلاقی است؟ و آیا اخلاق می تواند ضمانت اجرای قانون باشد یا اینکه افراد تنها از ترس توبیخ و جریمه حکومت به قانون پایبندند؟

فرض کنید مسیری که شما هر روز برای رسیدن به محل کار یا تحصیل خود از آن عبور می کنید، خیابانی است که جلوی منزل شما قرار دارد و هر روز با خودروی شخصی تان در مدت کوتاهی از این خیابان به مقصد خود می رسید. یک روز صبح که طبق معمول قصد دارید با خودرو از این خیابان به محل کار یا تحصیل خود بروید ناگهان متوجه می شوید این خیابان در جهت مخالف مسیر شما یک طرفه شده است!

چالش اول: آیا به صرف اینکه شما عجله دارید و مسیر جدید بسیار وقتگیر است مجوز خلاف رفتن را می یابید؟

شما قانون را رعایت می کنید و دیرتر به محل کار می رسید به همین خاطر رییس از شما توضیح می خواهد.

چالش دوم: دیر رسیدن به محل کار قبح اخلاقی بیشتری دارد یا رعایت نکردن قانون راهنمایی و رانندگی؟

دقت کنید سوال فوق جنبه سلبی دارد نه ایجابی. اگر جنبه ایجابی داشت آنگاه به این صورت بیان می شد: به موقع رسیدن به محل کار ارزش اخلاقی بیشتری دارد یا رعایت قوانین آمد و شد (ترافیک)؟ اما چرا جنبه سلبی را بر جنبه ایجابی ترجیح دادم؟ هر دو عمل مذکور در حیطه قانون، جزء تکالیف فرد هستند و رعایت آنها نه یک فضیلت اخلاقی که تنها گردن نهی به تکلیف محسوب می گردد.کلا در این بحث از اخلاق حد اقلی سخن می رود یعنی حداقل آنچه اخلاق محسوب می شود.  جنبه متعالی اخلاق در حوزه حکمت و فضیلت است که در حوصله این بحث نیست و اصلا ممکن است قابل بحث نباشد، چرا که چنین مواردی برای همگان یک معنا و مفهوم واحد و مشخص ندارد ضمن اینکه اینها حدود و مرزهای فهم بشری هستند لذا فهم فضیلت افصل یا حکمت ارجح علی الاصول محال است. همانطور که مشاهده می شود تصادم اخلاق و قانون بسیار چالش برانگیز است. یکی از مسایل مهم این تصادم، شرایط اضطراری است. واژه  اضطرار در شرایطی که قانون فقه بنا به مصلحت شرایط نادیده گرفته می شود  هم به کار می رود. موقعیت زیر را در نظر بگیرید:

چالش سوم: حال زن همسایه شما بد است و از شما درخواست می کند که با خوروی خود او را به بیمارستان برسانید. سریع ترین مسیر رسیدن به بیمارستان هم از همین خیابان کذایی می گذرد. آیا شما در این شرایط مجاز به تخلف هستید؟

رساندن هر چه سریع تر زن مریض یک امر اخلاقی است اما قانون در این راه جلوی شما مانعی قرار داده است. شما در یک شرایط اضطراری هستید که پایبندی به اخلاق آن را بر گردن شما نهاده است حال قانون را ترجیح می دهید یا اخلاق را؟

کمی از اصطکاک قانون و اخلاق فاصله می گیریم. فرض کنید چند نفر از همکاران شما که با شما هم مسیر هستند صبحها برای رسیدن به محل کار، خلاف می آیند و رنج مسیر دور تر را بر خود هموار نمی کنند.

چالش چهارم: آیا رعایت نکردن قانون توسط دیگران به شما مجوز تخطی از قوانین را می دهد؟

چالش فوق را به اخلاق تعمیم می دهیم:

چالش پنجم: آیا غیراخلاقی عمل کردن دیگران  میتواند دلیلی برای غیراخلاقی عمل کردن ما باشد؟

اگر بخواهیم به چالش فوق به طور جدی بپردازیم وارد موضوع تصادم اخلاق و ایثار می شویم که خارج از این بحث است.

حالت دیگری را در نظر بگیرید و آن اینکه  شما با یک متخصص ترافیک موضوع را مطرح می کنید و وی بر این باور است که تصمیم یک طرفه شدن خیابان از لحاظ کارشناسی غلط و حتی مضر است.

چالش ششم: آیا بایستی به یک قانون غیر کارشناسی و غلط تن داد؟

با این اوصاف شما تصمیم میگیرید برای تغییر قانون یک درخواست با امضای اکثریت ساکنان خیابان به راهنمایی و رانندگی مبنی بر برگرداندن قانون ارائه کنید. از قضا موقع جمع آوری امضا مطلع می شوید اکثریت قریب به اتفاق ساکنان این خیابان با قانون فعلی مخالف هستند اما با این حال اداره راهنمایی و رانندگی از پذیرش این درخواست امتناع می کند.

چالش ششم: آیا مخالفت اکثریت با قانونی که قانون گذار آن را تعیین کرده است شما را مجاز به تعدی از قانون می کند؟

البته در این مورد مشروعیت قانون گذار هم می تواند چالشی برای خود باشد که این مسئله در حوزه فلسفه سیاسی است. همینطور نحوه تعامل حکومت با مردم هم در حوزه فلسفه سیاسی است.

در این گیر و دار شما از منبع موثق و مطمئنی می شنوید که مسئولان راهنمایی و رانندگی با یکی از ساکنان این خیابان تبانی کرده اند و فقط به خاطر رابطه این فرد با مسئولان راهنمایی و رانندگی، قانون یک طرفه شدن خیابان اعمال شده است. در اینجا بازهم یک طرف چالش به مشروعیت قانونگذار می رسد اما با صرف نظر از این امر و تنها با توجه به وجه اخلاقی موضوع هفتمین چالش را پیش می کشم:

چالش هفتم: آیا گردن نهی به قانونگذار مفسد موجه است؟

در همه موارد مذکور ما با خیابان یک طرفه روبه رو هستیم و در صورتی که از قانون – به هر دلیل- تخطی کنیم ممکن است موجب تصادف، راه بندان، گرفتن وقت دیگران و سایر مواردی شویم که همگی به حقوق سایر انسانها مربوط است.

در جایی از مقاله اشاره شد که رعایت قوانین عمل کردن به تکلیفی است که به ما تحمیل می گردد – خواه مشروع یا غیر مشروع- و رعایت آن فضیلت اخلاقی به شمار نمی رود اما درباره قوانینی که به نحوی با حقوق دیگران مرتبط است وضع فرق می کند و رعایت این قوانین از این لحاظ عمل اخلاقی محسوب می گردد. در جوامعی که اخلاق شهروندان در سطح تامین نظم و آسایش نباشد گستره قانون انبساط می یابد. از سوی دیگر در جوامعی که قانون گذاری و نظارت بر اجرای آن ضعیف باشد این سایه اخلاق است که خنکی امنیت و نظم را می تواند برای جامعه تامین کند.