آیا غیبت در قاعده زرین اخلاق می گنجد؟

قاعده زرین اخلاق در بافت فرهنگی ما با این جمله بیان می شود: "هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر چه برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند". در این نوشته نیز این تقریر اصل گرفته شده و بر سبیل آن سخن خواهد رفت. معزل اخلاقی که قرار است بر اساس قاعده زرین به آن پرداخت غیبت است. با توجه به اینکه غیبت یک امر غیر اخلاقی است لذا مشمول جزء دوم قاعده زرین (به تقریر این مقاله) خواهد شد: غیبت را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. بنابراین چون دوست نداریم پشت سرمان غیبت کنند ما نیز نبایستی پشت سر کسی غیبت کنیم. نخست باید گفت این قاعده یک قاعده طبیعی نیست یعنی لزوماً اگر پشت سر کسی غیبت کردیم، پشت سر ما غیبت نمی شود. تعبیر این قاعده اخلاقی به یک قاعده طبیعی آن را تنزل داده از ارزش آن می کاهد.

چالش این مقاله از این نکته آغاز می شود که در  قاعده زرین فرض می شود ما از غیبتی که پشت سر ما می شود آگاهیم که این به خاطر طبیعی انگاشتن این قاعده اخلاقی است. وقتی کسی از ما غیبت می کند ما از این غیبت ناآگاهیم و لذا خوش آمد یا بد آمد ما از این عمل موضوعیت ندارد. همینطور وقتی از کسی غیبت می شود و او از این امر ناآگاه است، خوش آمد و بد آمد وی بلاموضوع است.  این جمله را در نظر بگیرید: اگر پشت سر من غیبت شود، ناراحت می شوم. ناراحتی از چیزی مستلزم آگاهی از آن چیز است. از سوی دیگر وقتی گفته می شود پشت سر من حرفی زده می شود یعنی از آن ناآگاهم لذا ناراحتی من بی معناست. در مورد مسئله خیانت نیز می توان چنین ادعای کرد. شخص نمی داند که در خفا در حق او خیانت می شود پس ناراحتی وی هم بلاموضوع است.

از لحاظ پیامد گرایی نفع اندیش، غیبت یا خیانت ممکن است باعث ضررهای شخصی و اجتماعی برای طرف مقابل شود. ممکن است عیبی بر اثر غیبت فاش شود یا آبرو و منافع کسی صدمه ببیند. در اینجا می توان قاعد زرین را به این صورت به کار برد: "من متضرر شدن خودم بر اثر غیبت یا خیانت کسی را نمی پسندم بنابراین متضرر شدن شخص دیگری بر اثر غیبت یا خیانت خودم را نمی پسندم". شاید این نحوه تقریر از قاعده زرین موجه تر باشد اما شان عمل اخلاقی را با پر رنگ کردن منفعت جویی پایین می آورد. ممکن است غیبت شامل فاش شدن عیب و خیانت در بر گیرنده منافع شخصی نباشد آنگاه باز هم چنین تقریری از قاعده زرین راضی کننده است؟

از لحاظ معرفتی می توان این دیدگاه را پیش کشید: حسن و قبح افعال در ذات آن افعال است و با عقل می توان آن را دریافت. پس غیبت و خیانت ذاتاً قبیح اند و و قبح این دو را عقل در می یابد. اما چه ضمانت اجرایی وجود دارد برای عقلی که قبح غیبت را دریافته و باید از آن احتراز کند؟ از نظر کانت در اینجا اعتقاد به یک ناظر آرمانی راهگشاست. آگاهی از حسن و قبح اعمال جزء ذات این ناظر آرمانی است. این ناظر آرمانی بر کار ما نظارت دارد و با سنجه خود، حسن و قبح اعمال ما را در می یابد. مسئولیت در برابر این ناظر و پاسخگویی به آن تنها راه توجیه رویکرد اخلاقی است.